|
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 1:9 توسط شیوا |
مگذار که عشق به عادت دو ست داشتن تبدیل شود... + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 13:5 توسط شیوا |
گرچه خاموشم ولی آهم به گردون می رسد دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام می دهم مستی به دلها، گرچه مستورم ز چشم بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام + نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388 18:2 توسط شیوا |
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 18:33 توسط شیوا |
۲۳ سال پیش درست در چنین روزی و چنین ساعتی عزیزترینم بهترین هدیه رو بهم داد. او کسی نبود جز خدا. و هدیه اش چیزی نبود جز زندگی.
به همین مناسبت هرسال سالروز اهدای این هدیه ارزشمند رو جشن می گیرم.
و ازخدای خود برای ارزانی داشتن این نعمت سپاسگذاری می کنم.
(( سالروز تولد بدان معناست که من هنوز هستم )) پاییز برای من همیشه قشنگ ترین فصل و آذر ماه قشنگ ترین ماه سال بوده. پاییز همیشه با تونالیته رنگ های گرمش، باران هایش، ریزش برگ ها وهوای غیر قابل پیش بینیش و..... آره من عاشق پاییز و ماه تولدم بودم و هستم . بعضی وقت ها که به حال و هوای خاص این فصل از سال دقت می کنم متوجه می شم که من دوستش دارم چون مثه اونم باریدن هام،رنگ هام ،غصه هام، حتی زیبایی هام و رنگ موهام همه پاییزی هستند و من به معنی واقعی دختر خزانم و خزان برای من همیشه زیباست. فصل من با مهر، ماه مهربانی ودوستی و عاشقی آغاز میشه و در آبان به اوج یاغی گری های خودش می رسه و در انتها با آذر و شب یلدایش تمام میشه . پاییز هر سال من عاشقم ،من احساس آزادی و شکوفایی می کنم خلاق می شوم و همیشه کارای عجیب و غریب ازم سر می زنه ... هدف های بزرگ زندگیم همه در این فصل جرقه می زند و همیشه این من پرباور بوده که در پاییز متولد شده و در فصل های بعد فقط سعی کرده ادامه بده... امروز م تولدمه و تا حالا معادل اینقدرش گذشته 23 سال یا همون 276 ماه که به عبارتی می شه 1200 هفته ومعادله با 8400 روز یا حدود 201600ساعت که دقیق ترش می شه 12096000 دقیقه و اما دقیق ترش 725760000 ثانیه و به همین سادگی 72576000062 میلی ثانیه . تمام این قصه برای طول عمر بود وچیزی که خیلی مهمه عرض عمره که به این سادگیا قابل سنجش نیست.
*******داداشی کاش امسال هم تو جشن تولدم بودی*******
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 0:32 توسط شیوا |
ميان همهمه ي برگهای خشک پاييزی، فقط ما مانده ايم که هنوز از بهار لبريزيم .... پاييز مبارک ... مبادا پاييز تموم بشه و تو در حسرت قدم زدن روي برگ ها و صـداي خـــشـخــش اونا تا سـال ديگه در انــتـــــــظـار بموني + نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 18:1 توسط شیوا |
مردگان را هفته ای یک بار دیدار است ما که از یاد رفته ایم از مزاری کمتریم + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 11:17 توسط شیوا |
|